نو مدرن ها کجایند ؟



مجموعه مقاله های معماری و شهرسازی
نوشته و ترجمه: محمدرضا جودت
انتشارات :گنج هنر

مقدمه:
هدف از انتشار مجموعه مقاله­های معماری و شهرسازی، پاسخی هر چند ناچیز به کمبود نشریه­های جدی و روزآمد در زمینه مباحث نظری و عملی معماری است. بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و به طور کلی دست اندرکاران رشته معماری، خشنودی خود را از انتشار چنین مجموعه­هایی با اظهار لطف­های کتبی و شفاهی ابراز داشته­اند. برای تداوم چنین کار دشواری، چه دلیلی بهتر از همین تشویق­ها و ترغیب­ها؟
کوشیده­ایم که در هر شماره به یکی از مسائل روز بپردازیم و هر شماره اگر نه به تمامی به آن اختصاص یابد، دست کم مبحث برگزیده بار عمده مجموعه را بر دوش بکشد. طبیعی است که به هیچ وجه انتظار نمی­رود در هر کتاب با تعداد صفحات محدود آن، تمام زیروبم­های یک مبحث شکافته شود. کما اینکه در شماره پیشین، چه بسا میزان پرداختن به "معماری دیکانستراکشن – معماری­دیکانستراکتیویست" ناکافی به نظر رسد. اما تصمیم نهایی بر این قرار گرفت که این شماره به "نومدرنیسم" بپردازد و دیگر ابعاد مبحث دیکانستراکشن در مجموعه­های بعدی کم و بیش دنبال گردد. چراکه نو مدرنیسم، بحثی است که از چندی پیش آغاز شده و موضوع داغ چند گردهمایی در آمریکا و اروپا نیز بوده است.
نومدرن چیست؟ همانگونه که از متن مقاله برمی­آید، این عنوان (یا به قولی برچسب)، بیشتر ساخته و پرداخته برخی از منتقدان معماری است. همیشه این برداشت وجود داشته است که مدرنیسم نوعی پیوستگی با اهداف اجتماعی در خود دارد ولی آنچه که شاید نگران کننده بنماید، این است که این روزها اشاره­ای به انگیزه­های اجتماعی مدرنیسم نمی­شود. چارلز جنکس به عنوان مخالف سرسخت مدرنیسم قاطعانه می­گوید که نومدرن­ها دیگر به روند روشنگری و اجتماعی اعتقاد ندارند. آنان می­پندارند که این موضوع دیگر شدنی نیست و این راهی است که "نومدرن­ها" در بیست سال اخیر رفته­اند. از سوی دیگر ریچارد مه­یر می­گوید مگر می­شود با موضوع­های اجتماعی سروکار نداشت؟ اما او هم اذعان دارد که این موضوع در ایالات متحده و اروپای غربی به طرز چشمگیری کاهش یافته است و به طور کلی احساس مسئولیت عمومی در این زمینه به چشم نمی­خورد و این اصلا با زمان ما همخوانی ندارد....
در مجموعه حاضر تلاش بر این بوده است که به پرسش­هایی از این دست، پاسخی – هرچند موجز و کلی- داده شود: آیا نومدرنیسم برچسب معتبری برای معماری است؟ آیا نومدرنیسم می­تواند نگرشی از جنبش پیشرو امروز به شمار آید؟ آیا نیاز به مدرنیسم صرفا زاییده زنجیره سبک­هایی است که پیوسته جست و جو، آزمایش و رد شده­اند؟ آیا ایجاد مدرنیسم در تازه­ترین سبک، نوعی پسروی – آن هم با نگاهی به آینده- است؟ آیا ....
این را نیز ناگفته نگذاریم که این مجموعه مقاله­ها – همان­گونه که از نامشان بر می­آید – در کنار معماری، به شهرسازی نیز می­پردازند. در این شماره تنوع مقاله­های شهرسازی بیشتر شده است و کوشش خواهد شد که زین پس نیز چنین باشد. دیگر اینکه مسائل و مباحثی که جنبش کانستراکتیویسم روسیه (با عمر کوتاه خود) در آغاز مدرنیسم مطرح کرده و اکنون در پاره­ای موارد ریشه بحث­های روز به شمار می­آید، بس درخور توجه است. لذا لازم دانسته شد که در هر شماره اشاره­ای نیز به اینها بشود. مقاله "ماشین به مثابه الگو" از این دست است.
سخن آخر اینکه کوشش شده است مقاله­ها با زبانی روان و در عین حال درخور مقوله­های مطرح شده، به فارسی درآیند. البته نباید از نظر دور داشت که وفاداری به متن، خواه و ناخواه دشواری­هایی را در ترجمه به وجود می­آورد که گزیری از آنها نیست. برای یافتن برابرهای فارسی برخی اصطلاحات، تا آنجا که برابر نهاده­های دیگران (درمنابع فارسی موجود) وافی به مقصود بود، از همان­ها استفاده شده است. موارد دیگر، برساخته خود گروه ترجمه است و مسلما مسئولیت کاستی­هایی که در آن میان به چشم می­خورد، بردوش هم اوست. چنین است که این گروه، خود را بی­نیاز از راهنمایی­ها و پیشنهادهای دست اندرکاران و علاقه­مندان نمی­داند. لذا... برخیز و عزم جزم به کار صواب کن!